مضحکه‌ی انتخابات؛ خیانت به دموکراسی

  • تاریخ انتشار : 1397/12/2 ساعت 10:01

برکناری روسا و کمیشنران کمیسیون‌های انتخاباتی پرده¬ای دیگر از نمایش تراژیک دموکراسی در افغانستان بود. افغانستان پس از برگزاری یکی از بدترین انتخابات در سال ۲۰۱۴ میلادی که کشور به سوی یک بحران داخلی-قومی به خاطر تقلب انتخاباتی به نفع اشرف غنی رفت، هنوز هم قادر نشده است که صاحب کمیسیون انتخابات مؤثر و کارآمد شود. به خصوص دولت‌مردان و سیاسیون افغانستان به طور پیوسته به خاطر منافع سیاسی و مالی خودشان در انتخابات مداخله کرده‌اند، تقلب نموده‌اند و در آرای مردم دست‌کاری کرده‌اند. اکنون نمی‌دانند که چگونه به این افتضاح نقطه پایان بگذارند.

برکناری روسای کمیسیون‌های انتخاباتی امر ناگزیری بود. آن‌ها رییس جمهور را به کودتا متهم می‌کنند ولی واقعیت این است که وقتی آقای صیاد و کمیشنران نتوانستند در ظرف چهار ماه نتایج انتخابات پارلمانی را اعلام کنند، لیاقت بودن در کرسی‌های‌شان را ندارند. آن‌ها با برگزاری خجالت‌آور انتخابات، به اعتماد مردم خیانت کردند و به عنوان یک رأی‌دهنده آن‌ها را شایسته‌ی اعتماد مردم و این مسوولیت خطیر نمی‌دانم.

هیچ کسی در میان سیاسیون، نهادهای مدنی، ناظران انتخابات و مردم تا حال دیده نشده است که از کارکرد کمیسیون ابراز رضایت کرده باشد. پس کمیسیون انتخابات بر اساس چه مبنایی خواستار ابقای کمیشنران انتخاباتی است؟ در کجای دنیا پاداش سوء مدیریت در برگزاری انتخابات و تأخیر غیرقابل باور در اعلام نتایج انتخاباتی، ابقا و یا تمدید کار است؟ در کشورهای دیگر مسوولان ارشد دولت و بخش خصوصی فقط در اثر ارتکاب اشتباهات و تخلفات نه چندان بزرگ از سمت‌های‌شان استعفا می‌دهند. تنها در افغانستان است که کسانی چون آقای صیاد و دیگر کمیشنران توقع قدردانی و ابقا در مناصب‌شان را دارند. آن‌ها طوری برخورد می‌کنند که هیچ اشتباه و خبطی اتفاق نیفتاده است، هر آن‌چه در باب مدیریت‌شان گفته می‌شود توطیه و تخریب است، و برکناری‌شان هم کودتا. این میزان از بی‌مسوولیتی به شدت شوکه‌آور است.

متأسفانه، مشکلات کمیسیون تنها محدود به بودن و یا نبودن کمیشنران نشده و تاثیرات آن اعتبار و مشروعیت نظام سیاسی افغانستان را مخدوش کرده است. وقتی نهادهای انتخاباتی تا این حد ناکارآمد و فاسد می‌شوند، وقتی حکومت قدرت تشخیص انتخاب اشخاص درست و با تجربه را برای مدیریت نهادهای انتخاباتی ندارد، آینده دموکراسی در افغانستان با سوال‌ها و چالش‌های جدی مواجه است.

حکومت افغانستان بعد از سال ۲۰۱۴ میلادی روی استقلال نهادها، کارآمدی مدیریت افغان‌ها و اصلاح نهادها تأکید داشته است و آقای غنی به طور پیوسته خودش را چهره یک تکنوکرات نهادساز معرفی نموده است. اما، برگزاری مفتضحانه‌ی انتخابات پارلمانی و اکنون برکناری رییس و کمیشنران انتخاباتی نشان می‌دهد که روند نهادسازی و اصلاح نهادها باز هم ناکام مانده است.

آقای غنی به نیکویی می‌داند که بخش عمده¬ای از مشکلات کمیسیون انتخابات ناشی از همان بنیادی است که ایشان و آقای کرزی برای آن نهاده‌اند. چهار سال گذشت و آقای غنی از روی ناگزیری و شرایط حساس سیاسی به عنوان رییس جمهور مورد پذیرش قرار گرفت. ولی هرگز نباید فراموش کرد که وی از دل یک انتخابات پر تقلب کرسی ریاست جمهوری را احراز کرد. کمیسیون انتخابات در زمان آقای نورستانی هیچ تفاوتی با کمیسیون انتخابات در زمان آقای صیاد نداشت. تنها تفاوتش این بود که اشرف غنی از متقلبانی چون نورستانی و امرخیل حمایت شدید کرد، بر شانه‌های آن‌ها خود را تا کرسی ارگ رسانید و آرای پر تقلب را زیر نام «آرای پاک مردم افغانستان» سفید ساخت.

تجربه‌ی انتخابات در زمان آقای کرزی و آقای غنی نشان داد که آن‌ها بیش‌تر از شفافیت و برگزاری بی‌تخلف انتخابات، به گسترش قدرت و توازن قدرت می‌اندیشند. هر دو رییس جمهور انتخابات پر تقلب را رهبری کردند، برای ورود افراد معتمد خود به پارلمان مقدمه‌چینی کردند. همین حالا نیز ارگ با جابه‌جایی و دست‌کاری در آرا، راه را برای ورود نماینده‌گان مورد نظرش به پارلمان کنونی که تقلب و سوء مدیریت هیچ اعتباری به آن نمانده است، مساعد می‌سازد.

آقای غنی و تیمش نسبت به اصلاح نظام انتخاباتی بی‌توجه بوده‌اند و حالا هزینه‌های خطرناک آن را نظام سیاسی افغانستان می‌پردازد. آقای غنی و عبدالله به اصلاح نظام انتخاباتی متعهد شدند ولی کل تلاش آن‌ها راه یافتن افراد مورد اعتمادشان به کمیسیون‌های انتخابات و شکایات انتخاباتی بوده است. سایر تدابیر لازم برای برگزاری انتخابات درست روی دست گرفته نشد و یا اگر شد هیچ نتیجه‌ای در پی نداشته است.

این روزها دموکراسی افغانستان تنها از طرف طالبان مورد تهدید نیست بلکه از سوی سیاسیون و دولت‌مردانی هم است که به هر قیمتی خواهان کنترول نهادهای سیاسی و انتخاباتی می‌باشند. آن‌ها چنان به اعتبار انتخابات صدمه زده‌اند که حتا اگر فردا دروازه‌های پارلمان بسته شود مردم به آن اعتراضی نخواهند کرد. چون نام این نهاد با تقلب، رشوهخواری، سوء استفاده از قدرت و زورگویی عجین شده است.

اشرف غنی این روزها می‌کوشد که در قالب یک رهبر دموکرات طرف‌دار نظام، علیه طالبان ظاهر شود. ما با دفاع او از نظام موافقیم، اما او رهبر واقعی و مدافع دموکراسی واقعی در این کشور نیست. او پیش از یازده سپتامبر زیر نام احیای اعاده‌ی حاکمیت تاریخی یک قوم از طالبان علیه مجاهدین دفاع می‌کرد، از این بابت هیچ نوع اعتبار اخلاقی ندارد و طالب‌ستیزی‌اش یک مانور سیاسی برای جلب مشروعیت و اعتبار نیروهای ضد طالب است. فعلاً هم به طور شوربختانه‌ای میان تداوم نظام سیاسی و حاکمیت اشرف غنی به عنوان رییس جمهور یک پیوند ناگزیر وجود دارد. اما واقعیت این است که آقای غنی وقتی پای منافعش در میان بیاید، از تقلب و طالب نیز دفاع کرده است.

فرض بر این بگیریم که آقای غنی در قدرت نمی‌بود، آیا باز هم از نظام سیاسی موجود دفاع می‌کرد؟ در این ارتباط شک و تردید وجود دارد. زیرا، تمام سیاست‌مداران که قبلاً در قدرت بودند، در برابر مداخله بیرونی در مسایل داخلی کشور واکنش نشان می‌دادند. آن‌ها فعلاً حاضر اند که از حکومت موقت و کنار زدن رییس جمهور فعلی حمایت کنند. اعتماد بر سیاست‌مداران افغان دشوار است.