صلح، جنگ و انتخابات؛ سه رویداد مهم و آینده مبهم!

  • تاریخ انتشار : 1397/11/8 ساعت 12:15

سران طالبان پیش بینی می‌کنند که در تابستان آینده و با ختم دوره غنی و عبدالله، افغانستان یک بار دیگر دچار بحران‌های سیاسی کلان می‌شود. طالبانی که هفده سال تمام حاضر نشدند سلاح‌های خود را کنار بگذارند، اکنون هرگز راضی نمی‌شوند با دولتی وارد مذاکره شوند که چند ماهی بیش‌تر از عمرش باقی نمانده‌است.

اگر اوضاع نابسامان اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و معیشتی این روزهای مردم کشوری به نام افغانستان را کنار بگذاریم، وضعیت سیاسی افغانستان نیز حال و روز خوشی ندارد: از یک طرف مذاکره‌ی امریکا و دولت وحدت ملی با طالبان داغ شده و از سوی دیگر حملات تهاجمی و انتحاری طالبان شدت گرفته‌است. دو پروسه یا بهتر بگوییم دو پروژه‌ی جنگ و صلح در حالی به طور همزمان در افغانستان در مسیر منفی به پیش می‌رود که هیچ یک از طرف‌های اصلی درگیری به یکدیگر اعتماد ندارند و ایجاد این اعتماد از توان کشورهای به اصطلاح میانجی نیز خارج است: سران دولت وحدت ملی بارها و بارها در نشست‌های ملی و بین‌المللی گفته‌اند که بدون پیش شرط با طالبان مذاکره می‌کنند اما در میانه‌ی راه روی خطوط قرمز خود با طالبان چانه‌ زنی می‌کنند چراکه حاضر نیستند دستاوردهای هفده ساله‌ی افغانستان را یک شبه در کام هیولای دولت طالبانی بیندازند. اگر این ادعای دولتمردان کنونی افغانستان را نشأت گرفته از روحیه‌ی ملی‌گرایی آنان دانسته باور کنیم، بازهم باید از یک چیز نگران باشیم و آن قدرت طلبی ارگ نشینان کنونی و حلقه‌ی اطراف آنها می‌باشد: غنی و حتی عبدالله دوست ندارند پروسه صلح با طالبان به ختم قدرت سیاسی آنها منجر شود. برای ارگ نشینان، پروسه‌ی صلح زمانی خوشایند است که ماندن آنها در قدرت را تضمین کند و این عالی جنابان بتوانند در سخنرانی‌های سیاسی خود از پروسه‌ی صلح به عنوان یک دستاورد یاد کنند، این نکته اما به مذاق طالبان هرگز خوش نمی‌آید: طالبان نیز نگاهی ابزاری به پروسه‌ی صلح دارند، صلح برای آنها زمانی معنا دارد که بتوانند از این کانال به قدرت ورود پیدا کنند، صلحی که طالبان را تابع قانون اساسی و پایبند به ارزش‌های حقوق بشری و مدنی کند، برای این گروه معنایی ندارد. جدای از نوع نگاه دولت وحدت ملی و طالبان به یکدیگر در مورد صلح که در جوی از بی‌اعتمادی و قدرت طلبی شکل گرفته، ایالات متحده نیز تلاش می‌کند از آب گل آلود مذاکرات صلح ماهی مراد خود را صید کند؛ برای امریکا مهم نیست که در آینده فرد نک‌تایی دار وارد ارگ می‌شود یا شخصی با عمامه و دستار و ریش بلند! هرکس که وارد می‌شود باید محصول جانبی فرمول سیاسی منافع امریکا در افغانستان باشد. در چنین حال و هوایی، بی‌جا نیست اگر بگوییم جنگ افغانستان، پروسه‌ی صلح این کشور و انتخابات ریاست جمهوری آینده در افغانستان سه رویداد مهم کنونی است که با آینده‌ای مبهم روبرو شده است.

جنگ
نگاهی گذرا به آنچه پس از حمله امریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ میلادی اتفاق افتاده نشان می‌دهد که اگر امریکایی‌ها شیطنت‌های خود را کنار می‌گذاشتند و به شعاری که هنگام ورود به افغانستان دادند عمل می‌کردند، امروز نه تنها طالبان نابود می‌شد که دیگر خبری از داعش و دیگر گروه‌های تروریستی در افغانستان نبود: امریکایی‌ها بلافاصله پس از مسلط شدن بر امورات افغان‌ها تغییر مسیر دادند و با همکاری چهره‌های فاشیست داخلی تروریست خوب و بد ساختند تا کار به وضعیت کنونی برسد؛ امریکایی‌ها نه به طور صادقانه دولت مرکزی افغانستان را تمویل و تجهیز کردند و نه در مبارزه با طالبان اراده‌ی قوی داشتند. این رویکرد دوگانه امریکا در طول هفده سال گذشته کار را اکنون به جایی رسانده که مدیریت اوضاع کنونی افغانستان به نظر می‌رسد نه تنها از کنترل خود امریکایی‌ها که از کنترل دیگر شرکای منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای نیز خارج شده باشد. براساس آمار موجود کنترل مناطق زیادی از افغانستان در دست طالبان است و دولت غنی تنها بر مرکز و درصد محدودی از مراکز ولایات تسلط دارد و اعلام خروج بیش از نیمی از سربازان امریکایی از افغانستان توسط ترامپ که در اواسط ماه دسامبر سال گذشته‌ی میلادی صورت گرفت نیز اوضاع را پیچیده‌تر کرد: این مسأله طالبان و حامیان بیرونی طالبان را به نزدیک شدن به اهداف‌شان ترغیب و دولت مردان کابل را مأیوس ساخت.

صلح
پروسه صلح ایالات متحده امریکا با طالبان با تعیین زلمی خلیل‌زاد، سیاست مدار کار کشته‌ی افغانی‌الاصل وزارت خارجه‌ی امریکا، به عنوان نماینده ویژه‌ی امریکا در امور صلح افغانستان، وارد فاز تازه‌ای شد؛ زلمی خلیل‌زاد در پست جدید و با مأموریت تازه تاکنون چهار سفر جداگانه به منطقه داشته و علاوه بر طالبان با مقامات دیگر کشورهای قدرتمند منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای تأثیرگذار در جنگ افغانستان دیدار و گفت‌وگو کرده‌است.
در تازه‌ترین سفر خلیل‌زاد به منطقه، وی یک گفت‌وگوی طولانی چند روزه با نمایندگان طالبان در دوحه قطر داشت و براساس اعلام رسانه‌ها دو طرف به توافقاتی نیز رسیده است. جدای از خوش‌بینی‌های ایجاد شده پس از نشست اخیر امریکا با طالبان در دوحه قطر، مسائل اصلی به نطر می‌رسد که حل نشده باقی مانده باشد: طالبان هنوز حاضر به مذاکره با دولت وحدت ملی نشده‌اند.

دولت مشروع و قوی لازمه ورود به مذاکرات صلح با طالبان!
به باور بسیاری از کارشناسان، امتناع طالبان از مذاکره با دولت وحدت ملی می‌تواند دلایلی داشته باشد: اولین دلیل شاید ضعف دولت وحدت ملی در حکومت‌داری باشد. طالبان به این نکته واقف‌اند که دولت کنونی در نظر افکار عمومی مشروعیت لازم را ندارد و به سفارش امریکا برای شکست بن بست انتخابات گذشته و پرهیز از جنگ داخلی شکل گرفته‌است. سران طالبان پیش بینی می‌کنند که در تابستان آینده و با ختم دوره غنی و عبدالله، افغانستان یک بار دیگر دچار بحران‌های سیاسی کلان می‌شود. طالبانی که هفده سال تمام حاضر نشدند سلاح‌های خود را کنار بگذارند، اکنون هرگز راضی نمی‌شوند با دولتی وارد مذاکره شوند که چند ماهی بیش‌تر از عمرش باقی نمانده‌است. به باور طالبان، پاکستان نیز تحت فشارهای امریکا و جلوگیری از قطع کمک‌های مالی هنگفت امریکا به اسلام‌آباد به برخی اقدامات برای پیش‌برد مذاکرات صلح افغانستان دست زده اما در دل هنوز به جنگ نیابتی خود در افغانستان پس از خروج نیروهای امریکایی امیدوار است. به باور طالبان، اگر صلح اولویت اول امریکا در افغانستان است و واشنگتن به دنبال شیطنت در این پروسه‌ی مهم نیست، قبل از هرچیز می‌بایست مشروعیت و اقتدار دولت مرکزی کابل را تقویت می‌کرد که نکرد.
تعهد امریکا و متحدین غربی‌اش به تقویت یک سیستم سیاسی در افغانستان که از نظر ایدئولوژی و اخلاق سیاسی متفاوت با طالبان باشد، تاکنون محقق نشده و نظام سیاسی کنونی افغانستان فاقد ویژگی‌های اساسی دموکراسی و حاکمیت لازم برای اداره‌ی کشور می‌باشد. دولت کنونی افغانستان بر کمتر از نیمی ازمناطق این کشور تسلط دارد و دچار اختلافات شدید داخلی است: رئیس جمهور غنی بلافاصله پس از تشکیل دولت وحدت ملی که براساس یک توافق نامه سیاسی سست شکل گرفت، بدرفتاری با دکتر عبدالله عبدالله، شریک پنچاه درصدی خود در قدرت را آغاز کرد و حاضر نشد سهم رئیس اجرایی و حامیان‌ وی در تیم اصلاحات و همگرایی را بدهد. رئیس جمهور غنی در حالی حاضر نشد قدرت را با دکتر عبدالله تقسیم کند که براساس افشاگری‌های تحقیق یکی از نهادهای معتبر امریکایی دکتر عبدالله عبدالله برنده انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴ در افغانستان بود و غنی با تقلب به ریاست جمهوری رسید. رفتارهای انحصارگرایانه امروز غنی که در صدور دستوراتش به وضوح به چشم می‌خورد، کشور را به سوی یک بحران قومی درحال پیش بردن است.

انتخابات ریاست جمهوری آینده
انتخابات ریاست جمهوری افغانستان که براساس اعلام کمیسیون مستقل انتخابات قرار است در تابستان آینده برگزار شود، به طور ناخواسته با نقطه‌ی اوج مذاکرات صلح با طالبان همزمان شده‌است؛ ترامپ به زلمی خلیل‌زاد یک بازه‌ی زمانی محدود داده تا کاری که امریکا نتوانست در هفده سال جمع کند را در شش ماه از کانال گفت‌وگو با طالبان به سرانجام برساند، نتیجه مطلوب در مذاکره با طالبان به معنای پایان جنگ امریکا در افغانستان قمداد خواهد شد و این خود می‌تواند در انتخابات ریاست جمهوری آینده امریکا به پیروزی دوباره ترامپ بر رقبایش کمک کند.
همزمانی پروسه صلح و انتخابات ریاست جمهوری آینده افغانستان خود سبب سردرگمی امریکا و دولت وحدت ملی شده‌است: دولت وحدت ملی بر برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ اعلام شده تأکید می‌کند و در این راستا حتی ثبت‌نام کاندیداهای این انتخابات را به پایان رسانده و مشغول بررسی اسناد نامزدان انتخاباتی برای اعلام لیست نهایی می‌باشد در حالیکه نشست‌های مستقیم امریکا با طالبان امکان به تعویق انداختن انتخابات ریاست جمهوری و تشکیل دولت موقت را تقویت می‌کند. در چنین فضایی به نظر می‌رسد ضربان قلوب امریکا و غنی ناهماهنگ است.
به باور کارشناسان، عدم هماهنگی دولت وحدت ملی و امریکا روی دو پروسه‌ی مهم مذاکرات صلح و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال آینده باعث ایجاد ابهامات و نگرانی‌هایی در مورد آینده افغانستان شده‌است: اینکه غنی حاضر نیست در صورت لزوم انتخابات را به تعویق بینداز و از طرفی امریکا بدون توجه به انتخابات ریاست جمهوری افغانستان تنها به موفقیت خود در مذاکره با طالبان و پایان جنگ طولانی خود در افغانستان فکر می‌کند، هرگز نمی‌تواند نوید دهنده‌ی خبرهای خوش در مورد آینده افغانستان باشد و این ناهماهنگی زمانی تلخ‌تر حس می‌شود که جنگ نیز ادامه دارد و روزانه افراد ملی و نیروهای امنیتی و دفاعی بیشتری در جنگ با طالبان کشته و زخمی می شوند.
این همه در حالی‌ست که صلح نیازمند یک اجماع ملی قوی ویک دولت مرکزی با صلاحیت و حاکمیت کامل می‌باشد و برگزاری انتخابات در گرماگرم مذاکرات صلح تنها به جناح بندی‌های سیاسی و ایجاد اختلافات سیاسی احتمالی دامن می‌زند.

تجربه تلخ انتخابات در افغانستان
به همان میزان که عملکرد امریکایی‌ها در طول هفده سال در اذهان عمومی افغان‌ها و جهان محل شک و بی‌باوری‌ست، به همان اندازه توسل به پروسه‌های دموکراتیک مانند انتخابات برای تعیین زمامدار و حاکم در افغانستان کاری بیهوده‌ به نظر می‌رسد.
نگاهی کوتاه به انتخابات گذشته افغانستان نشان می‌دهد که این پروسه مهم در افغانستان نمی‌تواند راهی قابل اعتماد برای تشکیل یک دولت مرکزی مشروع و قوی به شمار رود: برگزاری هر انتخاب تازه در افغانستان تنها به ایجاد جنجال‌های تازه دامن زده و کمکی به تقویت دموکراسی نکرده‌است و همان طور که در انتخابات پارلمانی اخیر مشاهده شد، دولت اراده‌ و توان لازم برای ایجاد اصلاحات در نظام انتخاباتی کشور و در نتیجه انتخابات شفاف و سالم را ندارد.
بدتر از همه اینکه دستگاه سیاسی افغانستان و در رأس آن غنی، در تلاش برای مهندسی کردن انتخابات آینده ریاست جمهوری از طریق اعمال نفوذ بر کمیسیون مستقل انتخابات می‌باشد، امری که در انتخابات پارلمانی اخیر نیز به وضوح دیده شد. تلاش غنی برای ماندن در ارگ از طریق تقلب در انتخابات ریاست جمهوری آینده در حالی صورت می‌گیرد که تلاش‌های امریکا و جامعه جهانی به مذاکرات صلح با طالبان معطوف گشته و نظارت بر عملکرد غنی نادیده گرفته می‌شود.
انحصارگرایی غنی و تلاش وی برای مهندسی کردن انتخابات شاید در ماه‌های آینده به چالش‌های بیشتر در افغانستان دامن بزند چراکه براساس قانون اساسی، دوره ریاست جمهوری غنی در ماه می پیش‌رو به پایان می‌رسد در حالیکه انتخابات ریاست جمهوری قرار است در ماه جولای برگزار شود؛ در این فاصله‌ی چند ماهه‌ مخالفان و منتقدان غنی بدون شک با حربه عدم مشروعیت دولت به وی خواهند تاخت و این تاخت و تازها تا زمان مشخص شدن نتایج انتخابات آینده ریاست جمهوری ادامه خواهد داشت. در انتخابات ریاست جمهوری دوره قبلی که حامیان بین‌المللی حضور فعال مالی و نظارتی داشتند آن وضعیت اسف‌بار اتفاق افتاد و این بار که کمک‌کننده‌های خارجی کم‌انگیزه هستد و در ساختار نظارت انتخابات حضور ندارند، چه روی خواهد داد؟!
به هر صورت اینکه حکومت وحدت ملی و در رأس آن غنی موفق می‌شود با برگزاری انتخابات و دست کاری آراء از کانال کمیسیون مستقل انتخابات یک دوره دیگر رئیس جمهور بماند یا اینکه زلمی خلیل‌زاد با موفقیت در مذاکره با طالبان انتخابات ریاست جمهوری سال آینده را به تعویق می‌اندازد و زمزمه‌های تشکیل دولت موقت را به واقعیت تبدیل می‌کند را گذشت زمان نشان می‌دهد.
در این میان اما آنچه تلخ‌ به نظر می‌رسد، پیامدهای منفی عدم برنامه‌ مشخص دولت وحدت ملی برای مدیریت جنگ و صلح کشور و برگزاری انتخابات و بی‌توجهی امریکا به وضعیت کنونی افغانستان می‌باشد.