خلیلزاد چه می خواهد؟

  • تاریخ انتشار : 1397/08/28 ساعت 09:17

زلمی خلیلزاد؛ نماینده ویژه امریکا برای صلح افغانستان می‌گوید امیدوار است تا پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان یک توافق صلح با طالبان به‌دست بیاید.

آقای خلیل‌زاد گفت ”به صورت محتاطانه‌ای“ به مذاکرات صلح با طالبان خوشبین است.

او گفت که زمینه صلح به وجود آمده و طالبان هم می‌دانند که از طریق جنگ برنده نخواهند شد و به همین دلیل هم باید دولت افغانستان و هم گروه طالبان خود را آماده مذاکرات جدی صلح کنند.

او گفت:“نمی‌خواهم انتظارات نادرست به وجود بیاورم؛ ولی دولت نیاز دارد تا یک هیات معتبر و همه‌شمول مذاکره‌کننده را که نماینده همه افغان‌ها باشد، به وجود بیاورد و فکر کنم این کار در جریان است. طالبان هم هیات مذاکره‌کنند خود را تغییر داده‌اند و احتمالا تغییرات بیشتری هم در راه است.“

پیشتر روزنامه امریکایی وال استریت ژورنال مدعی شد که دولت ترامپ برای پیشبرد گفتگوهای صلح در افغانستان در حال بحث برای پیشنهاد تعویق انتخابات ریاست جمهوری به حکومت این کشور است.

نکته قابل تأمل این است که زلمی خلیلزاد در تازه ترین موضع گیری خود، تعلیق انتخابات ریاست جمهوری افغانستان را رد یا تأیید نکرده و این از نظر کارشناسان، تکذیبیه دولت افغانستان مبنی بر اینکه امریکا چنین خواسته ای مطرح نکرده را زیر سؤال می برد و نشان می دهد که امریکا با سرعت بخشیدن به روند تلاش هایی که به رهبری خلیلزاد صورت می گیرد، تلاش می کند، صلح با طالبان را جایگزین انتخابات ریاست جمهوری سال آینده کند.

اگر این احتمال درست باشد، خلیلزاد در جستجوی چیست و چه سناریویی می تواند در انتظار افغانستان باشد؟

نخستین نکته این است که تا زمان امضای هرگونه توافق صلح با طالبان، جنگ و خونریزی و ناامنی در ابعادی بسیار وسیع و کم سابقه در سراسر کشور به ویژه مناطقی که در ۱۷ سال گذشته، امن محسوب می شدند، ادامه و گسترش پیدا خواهد کرد. دلیل این امر هم آن است که از یکسو طالبان می خواهند با تشدید جنگ، خواست های خود را بر امریکا و دولت افغانستان، تحمیل کنند و امتیازات بیشتری بگیرند و از سوی دیگر، امریکا نیز ممکن است به عنوان بخشی از امتیازات واگذار شده به طالبان و رژيم های شناخته شده حامی آن گروه از جمله پاکستان و دولت های عربی، بخش های مشخصی از خاک افغانستان را به طالبان واگذار کند و به این ترتیب، مأموریت صلح خلیلزاد، امکان پذیر شده و با موفقیت، همراه شود.

بنابراین، جنگ های جاری در افغانستان، کاملا همراستا با تلاش هایی است که خلیلزاد در عرصه سیاسی، آغاز کرده است.

نکته دوم هم این است که امریکا سعی می کند از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان جلوگیری کند؛ زیرا به نظر می رسد دیگر نمی خواهد روی مهره ای ناکام و ناکارآمد مانند اشرف غنی، سرمایه گذاری کند و با به پیروزی رساندن دوباره او در شرایطی که بسیاری از مخالفان سیاسی اش به هر قیمت ممکن، سعی می کنند او را در انتخابات پیش رو شکست دهند، هزینه های سنگینی را متحمل شود. از سوی دیگر، تصور نمی شود که امریکا جایگزینی مناسب و مورد اعتماد برای اشرف غنی داشته باشد تا در انتخابات ریاست جمهوری آینده،‌ از او حمایت کرده و او را به پیروزی برساند. ضمن آنکه نبرد با طالبان هم برای امریکایی ها هزینه های سنگین اضافی به همراه دارد و ادامه این وضعیت، ممکن است مأموریت استراتژيک امریکا و هم پیمانانش در افغانستان را به خطر بیاندازد.

با توجه به این مسایل، امریکا باید هم راهی برای جایگزین کردن انتخابات ریاست جمهوری آینده پیدا کند و هم به جنگ با طالبان پایان دهد و این دو هدف، تنها از یک راه قابل دستیابی هستند و آن، صلح با طالبان، پیش از انتخابات ریاست جمهوری است.

به نظر می رسد بسیاری از بزرگترین موانع صلح از میان برداشته شده یا در حال برداشته شدن هستند و یکی از مهم ترین گام های باقیمانده، کسب رضایت و حمایت جناح های سیاسی و قومی منتقد و مخالف طالبان است که هم اکنون خلیلزاد و اشرف غنی از طریق رایزنی های دوجانبه و راه اندازی بورد مشورتی صلح، در حال حل و فصل آن هستند.

بنابراین، سناریوی مورد نظر امریکا، تشکیل یک دولت موقت با حضور طالبان و تعریف یک ساختار سیاسی جدید، تعدیل قانون اساسی و ایجاد سازوکارهای لازم برپایه خواسته ها و مطالبات طالبان است؛ سناریویی که اگر اجرایی شود، نه انتخابات و دموکراسی معنا دارد، نه دستاوردهای ۱۷ ساله و نه ارزش های دموکراتیک؛ بلکه این بار، سیستمی روی کار خواهد آمد که از یکطرف مطلوب طالبان و پاکستان و اعراب باشد و از سوی دیگر، برای اهداف راهبردی و بلندمدت امریکا در افغانستان و منطقه، مانعی ایجاد نکند.