پیروزی در انتخابات بدون پول ممکن است؟

  • تاریخ انتشار : 1397/07/24 ساعت 09:23

برخی از شعار‌های محبوب کاندیدان ولسی‌جرگه در انتخابات امسال، «حاکمیت قانون» و «خدمت به مردم» است. تاکید آنان روی قانون از یک‌سو ریشه در یکی از وظایف عمده‌ی‌شان در پارلمان آینده دارد و از سوی دیگر با توجه به میزان قانون‌شکنی در جامعه پیام جذابی برای رأی‌دهنده‌گان می‌باشد. ولی، مشکل در اعتماد است و نه شعارها. حتا اگر کاندیدان بهترین شعارها را بنویسند و سر دهند، در رسانه‌ها ظاهر شوند و در مورد به اصطلاح «برنامه‌های خود» صحبت کنند، باز هم مشکل اعتماد حل نمی‌شود. زیرا، مردم می‌گویند که چه تضمینی وجود دارد که کاندیدان پس از رفتن به پارلمان به شعارهای خود را عمل می‌کنند.

بی اعتمادی مردم بی‌جا نیست. در انتخابات قبلی پارلمانی نماینده‌گان فعلی شعار حاکمیت قانون و خدمت به مردم را سر می‌دادند اما خود به مهره‌های فاسد قدرت و زدوبند‌های مالی بدل شدند. آن‌ها از مصونیت پارلمانی سوء استفاده کرده و در پوشش آن انواع فعالیت‌های غیرقانونی را انجام دادند. چه تضمینی وجود دارد که نماینده‌گان دور بعدی نیز به چنین افرادی بدل نگردند؟

کاندیدانی هم می‌توانند افرادی با صفات نیک باشند اما از میان مردم برنخاسته‌اند، سابقه‌ی کار با مردم را ندارند و تلاشی برای شناسایی خود در قالب فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی عام‌المنفعه انجام نداده‌اند. از این خاطر، مردم به کسانی که هیچ گاه آن‌ها را از نزدیک ندیده‌اند اعتماد نکرده و خاطرات گذشته از ذهن‌شان پاک نمی‌شود.

نگرانی برخی رأی‌دهنده‌گان این است که کاندیدان با سوء استفاده از آرای مردم با ورود به پارلمان بخشی از همین دولت‌مردان فاسد موجود گردند. آن‌ها از روی اعتراض باور پیدا کرده‌اند که نباید بخشی از این روند فساد و خیانت به منافع مردم شوند. البته، برخی دیگر باور دارند که باید به نسل جوان و چهره‌های تازه رای داد تا پارلمان افغانستان تغییر کند. آن‌ها از نماینده‌گان فعلی فاصله گرفته و شعار نسل نو و آغاز نو را سر می‌دهند. گویا ما قرار است که با یک پارلمان جدید روبه‌رو باشیم.

کاندیدان فعلی نباید فراموش کنند که سیاست‌مداران از دادن وعده‌های مطلوب به مردم هیچ ابایی ندارند ولی در عملی شدنش شک و تردید زیادی است. به همین خاطر، در بسیاری از کشور‌ها مردم نسبت به طبقه‌ی سیاسی بی‌باور شده‌اند. بی‌دلیل نیست که پوپولیست‌ها علیه طبقه‌ی سیاسی مسلط شعار می‌دهند و رأی‌دهنده‌گان خشم‌گین را علیه سیاست‌مداران موجود بسیج می‌کنند. در افغانستان هم این بی‌باوری به چشم می‌خورد و انصافاً حق را باید به مردم داد.

مسأله‌ی حاکمیت قانون تنها با تعهد یک نماینده و چند نماینده حل نمی‌شود. تعهد فردی جای تعهد نهادی و تطبیق مستمر قانون را نمی‌گیرد. کل روندهای سیاسی آغشته به فساد و قانون‌شکنی شده است که تعهد چند نماینده شبیه همان چند گلی در درون مرداب است. همین حالا، تقلب و فساد رأی‌گیری انتخابات پیش رو را تهدید می‌کند. چه کسانی با رأی تقلبی به پارلمان وارد می‌شوند؟ آنانی که زور و پول دارند؛ آنانی که متعلق به زورمندان و یا جریان‌های سیاسی نزدیک به حکومت اند.

موضوع حاکمیت قانون از چگونه‌گی برگزاری انتخابات شروع می‌شود. تدبیر استفاده از دستگاه‌های بایومتریک نیز گرهی از این مشکل باز نکرده است. گزارش‌های رسانه‌ای خلاهای دستگاه‌های بایومتریک را افشا کرده‌اند؛ دستگاه‌هایی که جلو چند بار رای‌دادن را نمی‌گیرند.

هم‌چنان، سیستم انتخاباتی در برابر پول و سوءاستفاده‌ی کاندیدان از فقر و بی‌پولی مردم و یا بی‌تفاوتی‌شان در برابر اهمیت رأی‌دهی، به شدت آسیب‌پذیر است. کاندیدان ثروت‌مند به طور سازمان‌یافته تذکره‌های استیکردار را می‌خرند و از رأی‌دهنده‌گان تعهد می‌گیرند که در روز انتخابات به آنان رأی بدهند.

در شبکه‌های اجتماعی سندی (ضمانت خط پولی) از یکی از کاندیدان به چشم می‌خورد که از رأی‌دهنده‌ای در بدل پول تعهد گرفته شده است که در روز انتخابات پنج تذکره را آورده تا به نفع کاندید پول دهنده استعمال گردد. در این سند ظاهراً پنجاه درصد پول پرداخت شده و بقیه پس از انتخابات داده خواهد شد. جالب این‌جا است که در این ضمانت خط از وکیل گذر در خواست شده است که موجودیت فرد در محله مسکونی‌اش را تصدیق کند.

این ضمانت خط به چی معنا است؟ کاندیدانی بی‌هیچ نوع ترس از قانون و کمیسیون انتخابات دست به تخلف می‌زنندِ، قوانین را نقض می‌کنند و روند رأی‌دهی را فاسد می‌سازند. همین کاندید در پوستر خود شعار حاکمیت قانون را نیز داده است. چرا او این قدر مشتاق ورود به پارلمان است؟ پول و قدرت سیاسی.

بخش دیگری از نماینده‌گان، جوانان ثروتمندی‌اند که از طریق قراردادهای عجیب و غریب دولتی و غیر دولتی و البته توأم با فساد، صاحب ثروت هنگفتی شده‌اند و حالا می‌خواهند وارد پارلمان شوند. این دسته نیز به دنبال مصونیت و نفوذ سیاسی‌اند. در کنار آن‌ها، آقازاده‌گان رهبران سیاسی‌اند که با ورود به پارلمان کاری جز گسترش نفوذ سیاسی و مالی پدر نخواهند کرد.

آن‌چه ما را نسبت به شعار حاکمیت قانون بدبین می‌سازد بی‌تفاوتی نهادهای تطبیق‌کننده‌ی قانون است. کمیسیون انتخابات به افرادی اجازه‌ی ثبت نام را داده است که همین حالا در پولیس و سارنوالی افغانستان دوسیه دارند. وکیلان این دوره که در فعالیت‌های غیر قانونی دست داشته‌اند، پس از پایان دوره‌ی وکالت نیز مورد بازپرسی قرار نخواهند گرفت. آن طوری که اداره‌ی سیگار گزارش داده است، احکام جلب گرفتاری و احضار افراد از سوی لوی‌سارنوالی و محاکم صادر شده است اما پولیس و ریاست امنیت تا حال از تطبیقش خودداری ورزیده است.

در این شرایط، شعار چند چهره‌ی خوش‌نام و جوان، حتا اگر موفق به ورود به پارلمان شوند، تغییر کلی در پارلمان آینده افغانستان به وجود نخواهد آمد. به نظر بسیاری، آنان گروهی از ایده‌آلیست‌هایی خواهند بود که خلاف جریان آب شنا خواهند کرد.

این نماینده‌گان جوان زمانی می‌توانند سیاستی آلوده به فساد افغانستان را در پارلمان تغییر دهند که بخشی از یک حرکت سیاسی دموکراتیک شوند، با مردم کار نمایند و با صداقت و برنامه‌ریزی گروه‌هایی از مردم را به پشتوانه‌ی خود بدل سازند و به صورت سازمان‌یافته بسیج کنند. سیاست پارلمانی بدون همبستگی اجتماعی، حرافی، خیال‌بافی و اقداماتی بی‌سرانجام و سرشکستگی عظیم اجتماعی و سیاسی در پایان راه است.