تناقض در گفتار حکومت وحدت ملی برای تامین امنیت

  • تاریخ انتشار : 1397/02/12 ساعت 10:11
Security forces run from the site of a suicide attack after the second deadly attack in Kabul, Afghanistan, Monday, April 30, 2018.  (AP Photo/Massoud Hossaini)

بر اساس گفته‌های نهادهای بین‌المللی ناامنی در افغانستان بیداد می کند و کشوری خطرناکی است.

عامل بیشتر ناامنی ها در افغانستان طالبان و داعش خوانده می شود. این‌که چه تفاوت‌هایی از نظر فکری و ایدیولوژی می‌تواند میان داعش و طالبان وجود داشته باشد، هنوز به صورتِ دقیق گفته نمی‌توانیم و حتا خط فاصلِ این گروه‌ها در هاله‌یی از ابهام قرار دارد.

برخی تحلیل‌گران باور دارند که میان گروه‌های تروریستی فرق چندانی در افغانسـتان وجود ندارد و بیشتر این نام‌ها تفاوت ماهوی را به نمایش نمی‌گذارند. به گفتۀ این تحلیل‌گران، نام‌های مختلف برای گروه‌های دهشت‌افکن فقط جنبۀ نمادین دارد و از نظر عملکرد و رفتار، این گروه‌ها از یک منبع تغذیه و حتا مدیریت و رهبری می‌شوند.

در واکنش های مختلفی که در پی حملات طالبان و القاعده و داعش و دیگر گروه های تروریستی، ظرف کمتر از دو دهه گذشته، در کابل و دیگر ولایات افغانستان نشان داده می شود، رهبران ارشد سیاسی و جهادی همسو با دولت، به نوعی بر شکست روند مصالحه‌ یکجانبه دولت با تروریست ها تاکید کرده و اذعان داشته اند که هرگونه صلحی با گروه ‌های تروریستی و شورشی، باید بر پایه‌ عدالت، صداقت و تعهد این گروه‌ ها به ترک کامل مخاصمه با دولت، مردم و دیگر نیروهای سیاسی کشور انجام شود و این گروه ها باید در یک روند ملی با حضور و مشارکت همه‌ طرف‌ های دخیل و درگیر در سیاست افغانستان به عنوان یکی از اطراف قضیه، حضور داشته باشند؛‌ نه تنها طرف آن.

با این حال، تاکیدهای مکرر مراجع رسمی دولت افغانستان بر ادامه صلح علیرغم استمرار جنگ و آدمکشی و جنایت تروریست ها نشان می‌ دهد که آنها همچنان در تلاش اند تا صلح یک‌جانبه‌ دولت با تروریست ها را ادامه دهند و آن را یگانه راه برون ‌رفت از بن ‌بست و بحران موجود می ‌‌دانند.

به باور منتقدان، این رویکرد دولت اما پیش از آن‌که منافع عام مردم افغانستان را مد نظر قرار دهد، بیشتر در جهت جلب رضایت و اعتماد تروریست ها انجام می شود و این همان چیزی نیست که مردم افغانستان می ‌خواهند به آن دست یابند.

پرسش این است که آیا گروه های تروریستی در حال جنگ با دولت و مردم افغانستان، به راستی شایسته‌ اینهمه امتیازدهی یکجانبه هستند؟ گام ‌هایی که این گروه ها در برابر این‌همه حسن نیت دولت افغانستان در راستای مذاکرات صلح برداشته، کدام است؟ آیا صلح یکجانبه و از ”موضع ضعف“ می‌تواند صلحی عادلانه و بر پایه‌ منافع بزرگ مردم افغانستان و تامین کننده‌ خواست ‌ها و انتظارات همه‌ طرف‌ های سیاسی در کشور باشد؟ تأکید بر ادامه صلح، پس از هر جنایت خونین و مرگبار تروریست ها آیا نوعی معامله با خون قربانیان و حقوق مردم افغانستان و چشمپوشی از جنایت ‌های جنگی و ضد بشری تروریست ها نیست؟ چه کسی باید به این پرسش‌ ها پاسخ دهد؟

از جانب دیگر، به نظر می ‌رسد که دولت دچار نوعی تناقض شده است. رهبران سیاسی از یکسو تاکید می ‌کنند که جنگ ضد تروریزم در درون مرزهای افغانستان باید متوقف شود و از جانب دیگر، از مخالفان مسلح دولت می‌ خواهد به روند صلح بپیوندند. اگر ریشه ‌ها و مراکز این جنگ در بیرون از مرزهای افغانستان قرار دارد و دولت از جبهه‌ ضد تروریزم می ‌خواهد جغرافیای جنگ را تغییر دهد، پس با چه کسی می‌ خواهد صلح کند؟ با عناصری که باید در بیرون از مرزهای کشور با آ‌نها جنگید؟ این چگونه بحرانی‌ است که در درون کشور از طریق امتیازدهی و سازش و مذاکره حل می‌ شود؛ اما در بیرون از مرزها،‌ با آن باید بجنگیم؟ اعلام همزمان جنگ و صلح، آیا خود نوعی تناقض نیست؟

اگر گروه های تروریستی از بیرون از مرزهای افغانستان رهبری، تجهیز تسلیحاتی و تامین مالی می ‌شوند و با آنها در مراکز و لانه ‌های اصلی شان در آن ‌سوی مرز، باید جنگید؛ پس مصالحه و مهمتر از آن، امتیازدهی‌ های تشویقی و یکجانبه چه معنایی دارد؟

این امر، حتی استراتژی معروف زردک و چماق را هم افاده نمی ‌کند! این یک تناقض جدی‌ است که به نظر می ‌رسد تاکنون مورد توجه قرار نگرفته و یا عمدا و آگاهانه نادیده گرفته شده است.