غنی به‌ دنبال اقتدار داوودخانی

  • تاریخ انتشار : 1396/11/22 ساعت 19:03
1396091813415310112730974

افغانستان چندین‌بار بخت خود را در قرون معاصر برای ترسیم راه توسعه اقتصادی و اجتماعی آزموده، ولی هر بار که برخاسته تا روی پای خود بایستد، عوامل متعدد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مانع آن شده است.

کشور ما از پتانشیل‌های قویی اقتصادی و اجتماعی برخوردار بوده است، اما ضعف مدیریت مرکزی در قرون معاصر، هرگز اجازة انکشاف و توسعه را به ما نداده است. در دوره‌هایی که فرصت‌های سیاسی و اجتماعی برای مدیران رهبری جامعه فراهم بوده، بی‌کفایتی‌ها و عدم درایت آن‌ها موجب شده تا این فرصت‌ها هدر برود. و برعکس زمانی که رهبری سیاسی کشور تلاش کرده کاری انجام دهد، عوامل متعدد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دست‌اش را کوتاه کرده است.

چنانچه ظاهرشاه بیش از چهار دهه را که به لحاظ سیاسی و اجتماعی فرصت‌های وسیع در اختیار داشت، آن را بی‌دغدغه به سر رساند. حامد کرزی نیز یک‌ونیم دهه، طلایی‌ترین فرصت افغانستان را با بی‌برنامگی و ضعف مدیریت سیاسی زایل ساخت.

در تاریخ سیاسی قرون معاصر به‌خصوص در یک قرن اخیر سه بار تلاش شده که بحث Nation State با تقویت ساختارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شکل بگیرد، ولی هر بار عوامل مختلف این تلاش‌ها را بی‌نتیجه و منفی پس داده است.

مهم‌ترین تلاش‌های که در عصر داوود خان (از صدارت تا ریاست جمهوری) صورت گرفت -با وجود زمان نسبتن طولانی- اما مشخص است که چه عواملی این تلاش‌ها را نقش بر آب کرد.

بار اول امیر شیرعلی خان (۱۸۶۸ الی ۱۸۷۸) یک سلسله اصلاحات و تلاش‌های را به تأسی از هدایات سید جمال‌الدین حسینی (افغانی) روی دست گرفت، اما بنا بر یک سلسله ملاحظات سیاسی و حضور قدرت‌مند بریتانیای کبیر، نتوانست به آروزها و ریفارم‌های خود دست یابد.

بعد از آن شاه امان‌الله فقید (۱۹۱۹-۱۹۲۹) دست به اصلاحات گسترده اقتصادی، اجتماعی و سیاسی زد، ولی عوامل سنتی و بازدارندۀ پیشرفت نه تنها اجازه نداد که اصلاحات به جایی برسد که او را مجبور به ترک قدرت نیز کرد.

بعد از آن، در شرایطی که کشور‌های منطقه و همسایه افغانستان هرچند حرکت‌های نوسانی را در انکشاف و توسعه تجربه می‌کردند با آن هم آرام آرام راه ترقی و پیشرفت را پیمودند. در حالی‌که افغانستان همچنان در حالت ایستایی و توقف محض است.

اما بار دیگر سرفصل آغاز اصلاحات و نظریات اصلاحی بعد از صدارت محمدداوود خان کلید می‌خورد. داوودخان در زمان صدارتش برنامه‌های اصلاحیِ زیادی را در دستور کار خود قرار داد، تا حدی که این اصلاحات او را کمک می‌کند تا محبوبیت زیادی در میان روشنفکران و سیاست‌مداران وقت و مردم افغانستان کسب کند.

این محبوبیت کمک زیادی می‌کند تا در سال ۱۳۵۲ صرف با تلفات نُه تن، آرام‌ترین کودتای سیاسی منطقه در کشور ما به‌دست داوودخان رقم بخورد.

داوودخان پس از به قدرت رسیدن، اصلاحات اقتصادی و سیاسیِ را که در زمان صدارتش انجام داده بود، به شدت و قاطعیت پی‌گری کرد. او که تا آن زمان سه پلان پنج‌ساله را تا حدی موفقانه به انجام رسانیده بود، توانست وضعیت اقتصادی کشور را دچار تغییر کند و به رشد ۶/۲ برساند.

به این ترتیب او برای اکمال پلان پنج‌ساله چهارمش که بخشی از آن را نیز انجام داده بود توفیق نیافت.

در شرایط نوین نیز ما چیزی در حدود ۱۳سال از طلایی‌ترین عصرهای نوسازی و بازسازی کشور را به تعبیر تیمور شاران (نویسنده کتاب دولت شبکه‌یی) بر اثر اعمال سیاست‌های «ارباب رعیتی» از داست دادیم.

اگر تلاش‌ها و کمک‌های جامعه جهانی را از کنار کارهای حامد کرزی جدا بسازیم ۱۳ سال حکومت وی برای افغانستان هیچ چیزی در پی نداشته است؛ جز اینکه یک ساختار ارباب‌رعیتی و مافیایی سیاسی و اقتصادی را به ما تحویل داده است.

اکنون رییس‌جمهور غنی که وارث حکومت معیوب با ساختار سیاسی مافیایی است نیز با موانع زیادی مواجه است. در نتیجه فرصت‌های اصلاحات یا از ایشان گرفته شده و یا هم بسیار محدود گردیده.

مشابهت‌های زیادی در برنامه‌های رییس‌جمهور غنی و سردار داوودخان وجود دارد. رهبری سیاسی امروزی ما با همان چالش‌هایی مواجه است که داوودخان در زمان خودش مواجه بود. در عین زمان نوع تعریف برنامه‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آقای غنی نیز با برنامه‌های داوود خان همخوانیِ نزدیک دارد.