منابع اصلی فساد باید خشکانده شود

  • تاریخ انتشار : 1396/10/22 ساعت 12:08
pooles21

از بس مبارزه با فساد در دستگاه دولتی با شکست مواجه شده و یا به انحراف کشانیده شده است؛ مردم این مبارزه را شکست خورده تلقی می کنند. از نظر مردم مبارزه با فساد، مشت در هوا کوبیدن و آب در هاون ساییدن است. شانزده سال است که مبارزه با فساد را شعار می دهیم، اما هر بار که شعارهای ما بلندتر می شود، گستردگی فساد در کشور بیشتر می گردد.

فساد، میلیاردها دالر کمک های بین المللی را به هدر داد و هزاران پروژه را ناقص تحویل جامعه داد. فساد کارهای اداری را به انحراف کشانده و سبب نارضایتی مردم از حکومت و کارمندان اداری گردیده است. واقعیت تلخ فساد امروزه طوری است که کمتر کارمندی از آلودگی در منجلاب فساد به دور مانده و اندک افرادی از جامعه هستند که مجبور به ارتکاب اعمال فساد آلود نشده اند.

فساد فراگیر و گسترده در افغانستان از یک طرف به اقتصاد کشور ضربه می زند و کمک های بین المللی را کم تأثیر می کند و از سوی دیگر به روند کارهای اداری در کشور لطمه وارد می کند و سیستم اداری را فلج و قانون شکنی و فرهنگ گریز از قانون را همه گیر می سازد. فساد در دستگاه دولتی و دست داشتن بسیاری از مقامات بلندپایه در فساد، سبب گردیده که تروریسم و مافیای مواد مخدر از این خلأ به نفع خود شان بهره برده و با همکاری مقامات دولتی، پروژه های بزرگ و مخرب قاچاق و نا امنی در کشور را مدیریت کنند.

ائتلاف و همکاری نزدیک کارمندان دولتی با تروریسم و مافیای مواد مخدر، روند مبارزه با فساد را به چالش کشانیده و نوع برخورد با افراد مفسد را در تارهای عنکبوتی مصلحت گرایی ها و ملاحظه کاری ها، محافظه کارانه و مدارا جویانه کرده است. با این که از سال ۲۰۰۹ به بعد حکومت تمام هم خود را در مبارزه با فساد اداری صرف کرد و بیشترین امکانات را نیز در همین راستا به مصرف رساند، اما نه تنها در این مبارزه پیشرفتی نصیب نشد که ورشکستگی کابلبانک، لکه سیاه دیگری بر دامن حکومت و دستگاه اداری گذاشت. لکه¬ای که تا هنوز پاک نشده است.

فساد علاوه بر خسارات مادی و معنویی که در داخل کشور بر مردم تحمیل می کند، سبب آبرو ریزی حکومت و ترسیم یک چهره ناموجه از افغانستان در دنیای خارج گردیده است. جامعه جهانی بارها نسبت به گسترش فساد در ادارات دولتی هشدار داده و افغانستان را به قطع کمک ها تهدید کرده است. اصطلاحی که امروز خارجی ها در رابطه با کمک های شان به افغانستان استفاده می کنند، این است که: دیگر دوران چک سفید گذشته است.
کنفرانس های توکیو۲، لندن و کنفرانس های دیگری که سالهای اخیر در باره افغانستان برگزار شده است، همه حاوی تعهدات دوجانبه از سوی جامعه جهانی و حکومت افغانستان بوده است. افغانستان در این کنفرانس ها تعهد داده است که با فساد مبارزه می کند و از حیف و میل کمک ها جلوگیری می نماید. به این دلیل حکومت افغانستان مجبور شد که کمیسیون هایی را در این ارتباط ایجاد کند تا رضایت و قناعت جامعه جهانی را به دست آورد.
متأسفانه این تلاش ها تا کنون آنطوری که باید، مؤثر و کارامد نبوده است. ایجاد کمیسیون ها در بسا موارد بجایی این که حجم فساد در دستگاه دولتی را کاهش دهد و روند مبارزه با فساد را آسان تر سازد؛ بر پیچیدگی مبارزه با فساد افزوده و مبارزه با آن را دشوارتر کرده است.

حکومت وحدت ملی نیز مبارزه با فساد را اولین و برجسته ترین شعار خود برگزید و نخستین اقدامات خود را از همین نقطه شروع کرد. اراده¬ای جدی که در آغاز شکل گرفته بود، متأسفانه تحت تأثیر اختلافات درونی و زد و بندهای سیاسی، بسیار زود از بین رفت و روند مبارزه با فساد به کندی و آهستگی گرایید.

بیشتر از یک سال است که حکومت بار دگر این مبارزه را با جدیت بیشتر دنبال کرده است. این مبارزه تا کنون هرچند با چالش ها و موانعی همراه بوده است؛ اما دستاوردها و در نتیجه امیدواری هایی را نیز به دنبال آورده است.
نکته اصلی در مبارزه با فساد این است که این مبارزه باید از درون حکومت و از دانه درشت های فساد آغاز شود. تا زمانی که منابع اصلی فساد خشکانده نشود، مبارزه با شاخه ها و زیر مجموعه های آن به نتیجه¬ای دلخواه نخواهد انجامید. امیدواری مردم نیز دقیقا از همین جا نشأت می گیرد؛ زیرا می بینند که حکومت می خواهد دوسیه های فساد را به جریان انداخته و مقامات دست داشته در فساد را به سارنوالی و محکمه معرفی کند. نمونه های زیادی از دستگیری، معرفی به نهادهای عدلی و محاکمه و زندانی مقامات دولتی، نشان دهنده این موضوع است که حکومت خود را ناگزیر می داند تا در راستای مبارزه با فساد جدیت بیشتر به خرج دهد و مردم و دستگاه اداری را از چنگ این هیولای بیرحم و زیانبار نجات دهد.